• « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    «ارتــای خوشه(سیمرغ)»

    گاه نوشتــار ِ
    « رضـا ایــــرانی »


    « آزادی هر ایرانی، زمانی میسر است که شــــریعت اسلام را با فرهــنگ مـردمی ایران مهار ساخته و دوام این آزادی را همــــواره با نگـــه‌داشتن شریعت اسلام با اندیشه‌های «قداست جان و زندگی و خرد مردمان»، و بدور از شمشیر اســلام، ضمانت نمــــاید.
    این تنها راه است، مابـقی، فـــریب و دروغ و ریــــا و ساده‌لوحی خطرناک و از سر، چیرگی شـریعت خونریز اسلام است. »

    بــرای انــــدیشه ایــــــرانی، انسان اندازه حکومت است.


    «« بزرگتـرین دشمن ملــت ایران، حکومت اسلامیست.
    حکومت اسلامی،دهه‌هاست که در همــــه جبهــــه‌های سیـــاسی و اقتـــصادی و فرهنگی و هنری و ملی، با نهایت درند‌‌گی و خشونت با ملت ایران می‌جـنگـد.
    اندیشیدن برای پیروز شدن ملــــــــــت ایــــــــران بـــــر حکــــــومت اسلامی
    در این جنگ وحشتناکست که انــــدیشیدن حقیــقی است.»»

  • « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد
  • بایگانی

گزارشی از دادگاه قرون وسطایی وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پور شجری (سیامک مهر)

گزارشی از دادگاه قرون وسطایی وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پور شجری (سیامک مهر)

وبلاگ نویس زندانی محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) گزارشی از محاکمۀ خود را که در 30 آذر ماه صورت گرفت جهت انتشار و آگاهی عموم وارسال به سازمانهای حقوق بشری در اختیار «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» قرار داده است. وبلاگ نویس زندانی در دادگاه در حالی که با دست بند و پابند و به یکی از مامورین همراه دست بند زده شده بود مورد محاکمه قرار گرفت. متن گزارش به قرار زیر می باشد:
هم میهنان،
لابد اطلاع دارند که سال گذشته شعبه 2 دادگاه انقلاب کرج، من به عنوان یک متهم در بی حقوقی مطلق به اتهام توهین به چیزی بنام مقام معظم رهبری به 2 سال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام و ارتباط با ایرانیان خارجی به 1 سال و جمعا 3 سال حبس محکوم کردند.
در همان زمان بازپرس شعبه 6 دادگاه انقلاب به نام سرمدیاری به اتهام توهین به مقدسات پرونده ای گشود که ابتدا قرار بود دادگاه موسوم به 5 قاضی داده شود که احکام اعدام و قتل صادر می کنند. ولی در نهایت به شعبه 109 دادگستری کرج به ریاست قاضی غلام سرابی ارجاع شد.
در جلسه دادگاه یکم مرداد 90 هر آنچه گفته بودم در جلسه سی ام آذر ماه نیز همه را تکرار کردم .گفتم شرم آور است که پس از گذشت حدود 5 قرن از قرون وسطی رژیم اسلامی همچنان انگیزسیون و دادگاه تفتیش عقاید تشکیل داده. عرض کردم اساسا اتهام توهین به مقدسات اتهام و سخن مهمل، یاوه و پوچ است استناد می کنید به قانون مجازات اسلامی در واقع احکامی است به فرقه فقها برای قدرت و سرکوب مخالفان خود وضع کرده است و به هیچ وجه قانون بشمار نمی رود. قانون تعریف خاص دارد.
گفتم این جلسه را من دادگاهی فرمایشی می دانم در حقیقت دادگاه نیست بلکه محکمه اسلامی است که در آن متهم هیچ حقوقی ندارد دادگاه به مفهوم امروزی لوازم و قواعدی دارد که هیچ کدام در اینجا رعایت نگردیده حتی طبق اصل 168 قانون اساسی جمهوری اسلامی اتهامات مطبوعاتی و سیاسی میباید به صورت علنی و با حضور هیئت منصفه رسیدگی شود.در حکومت اسلامی بر مبنای ایدئولوژی اسلام … توهین به مقدسات در واقع اتهامی صددرصد سیاسی است.
گفتم این محکمه اسلامی می تواند رای به قتل و جنایت بدهد می تواند حکم قتل و جنایت صادر کند اما هرگز نخواهد توانست پشت درهای بسته مرا محاکمه کند.
گفتم چگونه دادگاهی تشکیل داده اید که از روز نخست بازجویی نه تنها وکیلی درکنار خود نداشته ام بلکه با تمام وقاحت طی نامه ای به زندان نوشته بودند که متهم حق تماس با وکیل ندارد من به مدت 8 ماه در سلول انفرادی محبوس و از هر گونه ملاقات حضوری و غیر حضوری و تماس تلفنی محروم بوده ام. در این مدت شکنجه شده ام ، کتک خورده ام و تمامی حقوق انسانی محروم بوده ام . در چنین شرایطی پرونده سازی کرده اند و خودشان بریده و دوخته اند بنابراین اصلا همین روش را تا به آخر ادامه بدهند و مانند بالغ بر دویست هزار ایرانی مخالف رژیم اسلامی که طی این سی و چند سال در بی حقوقی مطلق در بیدادگاههای اسلامی محکوم و اعدام شده اند و در حبس بودند … و اعدام کردند.
گفتم من در دادگاهی که تمامی لوازم و قواعد حقوقی به همان گونه که دادگاهی در کشورهای آزاد دموکراتیک نظیر فرانسه و هلند تشکیل می شود حضور خواهم یافت و دفاع خواهم نمود در دادگاه صالح علنی با حضور هیات منصفه ،با حضور وکلای خود ،با حضور نمایندگان رسانه ها .عرض کردم از شخص خودم دفاعی نخواهم کرد ولی از اندیشه ها و باورهاو نوشته هایم دفاع خواهم کرد.
در حاشیه لازم است بگویم که حتی در جلسه به اصطلاح دادگاه و در حضور قاضی پاها و دستهایم در زنجیر بود و توسط دستبندی دیگر به مأمور همراهم بسته شده بودم به طوریکه موقع نوشتن اظهاراتم به سختی مشکل داشتم.
محمد رضا پورشجری (سیامک مهر)
دی ماه 1390
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل
http://hrdai.net
info@hrdai.net
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

اسلام سرچشمه جنایت

«« همیشه جنایاتی را که رهبران اسلامی می‌کنند به خود آن رهبران نسبت می‌دهـــند و آنان را مجـــــرم اصلی می‌دانند، و بـدین شیــوه

 اسلام را که سرچشمه این جنایاتست، پاک و مقدّس می‌سازند.»»

استاد منوچهـــرجمالی

 

 

 

سیامک مهر با دستبند و پابند در محاصرۀ نیروهای گارد ویژه زندان

«محاکمه» وبلاگ نویس زندانی سیامک مهر

برگرفته از سایت:  فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ایران 

وبلاگ نویس زندانی خطاب به سرابی: سرنوشتی همچون قذافی در انتظار شما است

چهارشنبه ، 30 آذر 1390 ، 09:52

بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران»وبلاگ نویس زندانی صبح امروز با تهدید و برخوردهای غیر انسانی در دادگاه انقلاب کرج مورد محاکمه قرار گرفت.ویلاگ نویس زندانی محمد رضا پور شجری (سیامک مهر)  روز چهارشنبه 30 آذر ماه حوالی ساعت 10:00  به شعبۀ 109 دادگاه انقلاب کرج با دست بند و اقدامات شدید امنیتی  منتقل شد و توسط فردی بنام غلام سرابی رئیس شعبۀ 109 مورد محاکمه قرار گرفت.وبلاگ نویس زندانی محمد رضا پور شجری (سیامک مهر) بدون داشتن وکیل با اتهامات سنگینی مانند محاربه و سب نبی مورد محاکمه قرار گرفت. این وبلاگ نویس زندانی از دفاع از خود به دلیل نداشتن وکیل و نبود هیئت منصفه و بی طرف نبودن قاضی خوداری کرد و دادگاه را فاقد صلاحیت دانست و آن را بصورت کتبی زیر پرونده نوشت و امضاء نمود. او این موارد را شجاعانه به سرابی رئیس فرمایشی شعبۀ مذکور اعلام کرد.غلام سرابی رئیس شعبۀ 109 دادگاه انقلاب کرج خطاب به وبلاگ نویس زندانی گفت :چه از خودت دفاع کنی و یا نکنی حکم تو از پیش مشخص و صادر شده است و هفتۀ آینده به تو ابلاغ خواهد شد.وبلاگ نویس زندانی محمد رضا پورشجری (سیامک مهر) در پایان خطاب به غلام سرابی گفت: قتل دیکاتور لیبی بدست مردم لیبی برای همۀ دیکتاتورها و برای شماها باید عبرت انگیز باشد و سرنوشتی همچون قذافی در انتظار شماها است.غلام سرابی خطاب به وبلاگ نویس زندانی گفت: «غصه نخور تا هستیم حکم های شما را اجرا می کنیم «خانواده وبلاگ نویس زندانی حق شرکت در دادگاه و امکان داشتن تماس با او را نداشتند و در مواردی مامورین ،خانواده وی را تهدید به دستگیری می کردند.وبلاگ نویس زندانی به دلیل قرار دادن دیدگاه ها و نظرات خودش بر روی وبلاگ شخصی اش به نام» گزارش به خاک ایران» به این اتهام سنگین و قرون وسطایی متهم شده است و طبق قوانین ولی فقیه علی خامنه ای زندانیان سیاسی که بر مبنای این اتهام محاکمه  میشوند به حکم های سنگین مانند اعدام محکوم می شوند.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران نسبت به صدور حکم ضدبشری علیه این وبلاگ نویس زندانی هشدار میدهد و از کمیسر عالی حقوق بشر و بخصوص گزارشگران بدون مرز خواستار شکستن سکوت و حمایت از این وبلاگ نویس زندانی است تا مانع صدور احکام ضد بشری علیه وی شوند.
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران30 آذر 1390 برابر با 21 دسامبر 2011
گزارش فوق  به سازمانهای زیر ارسال  گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد، کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا، سازمان عفو بین الملل
info@hrdai.net
http://hrdai.blogspot.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

« معنای یلدا »

معنای یلدا

«« ماه دی یا دسامبر، ماه خرّم و ماه بهی نیز نامیده می‌شده است، چون  بـِه  و بِهی، نام زنخدای عشق( ونوس = زُهره = افرودیت) یعنی، خرّم و بیدُخت و شاده هست، که زن‌خدای عشق و زندگی (=ژی)  و شادی است. نام دیگراین زن‌خدا شاده و « ژی = جی» است. نام روز یکم وهشتم این ماه دی، هردو خرّم(هو + رام = هور + رام) می‌باشند.
دراین  روزها، ملت ایران، «جشن دموکرسی= جشن خرّم » می‌گرفته است، که جشن تابعیت حکومت ازخواست ملت، و انبازی‌ملت با حکومت باشد، که فراموش ساخته شده است.

این تنها ماهی هست که سه روز درماه، با ماه، اقتران  می‌کنند، یعنی سه بار، ماه وخورشید، هم‌آغوش هم  وجفت هم می‌شوند، وسه بار جشن عروسی ماه با روز‌ها، گرفته می‌شوند.
این سه روز، عبارتند از: روز هشتم
، دی به آذر( دی= آذر)، و روز  پانزدهم  که دی به مهر( دی= مهر) باشد، وروز بیست‌وسوم که روز دی به دین ( دی= دین ) می‌باشد. این اصطلاحات به معنای آن بودند که زن‌خدا «آذر» و زن‌خدا « مهر» و زن‌خدا « دین »، وزن‌خدا « دی »،  چهار چهره یک زن‌خدا هستند.

  مردم، روز هشتم را که « دی به آذر » باشد( وارمنی‌ها درگذشته، مهرمی‌نامیده‌اند) غـم‌زدا می‌نامیدند. روز پانزدهم را که دی به مهر باشد(دی=مهر)، دین‌پژوه می‌نامیدند. و روز دی به دین(دی=دین)، جان‌فزای می‌نامیدند. و روز بیست‌وچهارم که «دین» باشد، «بت‌فریب» خوانده می‌شد، که به‌ معنای آن بود که این خدا اصل زیبائی در هر انسانی است و دل همه را با زیبائیش می‌رباید.

این دو روز، که روزبیست‌وسوم، و بیست‌وچهارم ِ ماه باشند و باهم این‌همانی دارند، زمان ِ «زایش خدای عشق و زندگی و شادی» بودند و این درست معنای یلدا (ایل + دا) هست. »»

از استاد منوچهر جمالی 

 

چرا انسان صفاتی را در خدایان می‌ستاید که خود دوست دارد؟

چرا انسان صفاتی را در خدایان می‌ستاید که خود دوست دارد؟

«« این مهم نیست که خدائی وجود دارد یا ندارد، و آیا قابل اثبات کردن با عقل هست یا نیست، بلکه این مهم‌است که این خدایان را به چه میستایند. انسان صفاتی را در خدایان می‌ستاید که خود دوست دارد و آرمان نهفته اوست و می‌خواهد بدان برسد یا آنرا بکند، ولی جسارت آنرا ندارد که آن صفات و آرمان‌ها را آشکار کند و در عمل، بدان حقانیت بدهد.
با مقدس‌ساختن این صفات و آرمانها در خدایش، راه را برای واقعیت دادن آن آرمان‌ها و صفات از خودش می‌گشاید.

ستودن قهر و انتقام و  قدرت و خشم و خدعه و حق به کشتار، و وحشت انگیختن، و حکمت (= شرّ را وسیله رسیدن به خیر کردن) در «الله»، برای آنست که موءمن به اسلام، خودش این امکانات را در زندگی روزانه داشته باشد، و بکار بندد. درست همین تصویر الله را که قرآن و  موءمنانش همیشه می‌ستایند، راه را برای همه تباه‌کاری‌های اخلاقی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و حقوقی در اجتماع می‌گشاید. »»

از استاد منوچهر جمالی

«مفهوم «علم» و معنای آن»

«مفهوم «علم» و معنای آن»

«« در اسلام وسایر ادیان نوری، «علم» به «معلومات = دانسته ها» گفته می‌شوند. الله ، عالم (همه دان) هست، چون همه‌ی چیزها، بدون جستجو و آزمایش، برایش روشن است.
الله و اهورامزدای زرتشت و یهوه، جوینده نیستند. علم‌شان برپایه جستجو نیست. از این رو در ادیان، «حافظه» ارزش برتر از «تفکر» را دارد.
وارونه این،
خرّم، خدای ایران، اصل جستجو در هر انسانیست، نه همه دان.
این معنای «علم» در این ادیان، به کلی با مفهوم علم (ساینس) فرق دارد. علم به مفهومی که مدرنیسم را در جهان آفرید، تنها معلومات نیست. این بخش، فقط «فن» و «وسیله» می‌شود. فقط بسته به اینست که این بخش علم (معلومات)
وسیله دردست چه کسی و چه حزبی و گروهی بیفتد. ولی معلومات ، هنوز علم نیست. علم به معنای «روش جستجو و پژوهش» است که «استقلال جوینده و آزادی تفکر» را می‌طلبد. در این مفهوم علم، معلومات، «حدود علم» نیستند. بلکه معلومات، فقط محصول روش جستجو و آزمایش انسان، هستند، و طبعا دانستنی‌ها قابل گذرند و می‌توان از آنها بآسانی، گسست.
معلومات، هیچگاه، زندان تفکر و آزادی نمی‌شوند. مدرنیسم، پیایند گسترش دادن این روش جستجو و آزمایش (علم)، به سایرگستره‌های زندگی (اقتصاد، سیاست، حقوق، هنر، اخلاق) هستند. آموختن معلومات بنام علم در دانشگاهای غرب،
بدون آن روش که استقلال و آزادی تفکر را میآفریند، بزرگترین خطر کشورهای اسلامیست. موءمنان به ادیان و ایدئولوژی‌ها، فقط طالب بخش معلومات ِ علوم جدید هستند، نه بیشتر. »»

از استاد منوچهر جمالی