• « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    «ارتــای خوشه(سیمرغ)»

    گاه نوشتــار ِ
    « رضـا ایــــرانی »


    « آزادی هر ایرانی، زمانی میسر است که شــــریعت اسلام را با فرهــنگ مـردمی ایران مهار ساخته و دوام این آزادی را همــــواره با نگـــه‌داشتن شریعت اسلام با اندیشه‌های «قداست جان و زندگی و خرد مردمان»، و بدور از شمشیر اســلام، ضمانت نمــــاید.
    این تنها راه است، مابـقی، فـــریب و دروغ و ریــــا و ساده‌لوحی خطرناک و از سر، چیرگی شـریعت خونریز اسلام است. »

    بــرای انــــدیشه ایــــــرانی، انسان اندازه حکومت است.


    «« بزرگتـرین دشمن ملــت ایران، حکومت اسلامیست.
    حکومت اسلامی،دهه‌هاست که در همــــه جبهــــه‌های سیـــاسی و اقتـــصادی و فرهنگی و هنری و ملی، با نهایت درند‌‌گی و خشونت با ملت ایران می‌جـنگـد.
    اندیشیدن برای پیروز شدن ملــــــــــت ایــــــــران بـــــر حکــــــومت اسلامی
    در این جنگ وحشتناکست که انــــدیشیدن حقیــقی است.»»

  • « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد
  • بایگانی

« نوروز جمشیدی بر همه شاد و خرم باد »

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را ضررها داد سودای زراندوزی

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است
که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست
مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی

طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن
کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی

سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست
مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی

جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع
که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی

به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بیا ساقی که جاهل را هنیتر می‌رسد روزی

می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش
که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی

نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه
ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی

جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده
جبینش صبح خیزان راست روز فتح و فیروزی

دو پهلوان جاوید ایران

نوروز گرامی باد

شادباش نوروزی به همه‌گان در گیتی
بویژه دوستداران فرهنگ ایران  


چرا حکومت اسلامی، «جمهوری اسلامی» خوانده می‌شود؟

چرا حکومت اسلامی، «جمهوری اسلامی» خوانده می‌شود؟

پس از چهار دهه  از قدرت‌ورزی حکومت ددمنش اسلامی، تحصیل‌کرده‌گان ایرانی (بدون در نظر گرفتن گرایش و منش سیاسی‌شان) هنوز نمی‌دانند معنا و مفهوم « جمهوری» چیست ؟
اگر می‌دانستند، هرگز حکومتِ اسلامیِ ولی‌فقیه را، «جمهوری اسلامی» نمی‌خواندند!
مسئله ، در نفهمیدن واژه‌ها و بار سیاسی و اجتماعی و حقوقی آنهاست.
مسئله، در هوچی‌گری و کژفهمی بسیاری از همین «مخالفین» پر  سر و  صدا، در درک همین واژه‌ها هست.
وگرنه، جامعه مدنیت‌النبی، جامعه مدنی دانسته نمی‌شد.

انتصابات ولی فقیه، «انتخابات» دانسته نمی‌شد.
«آزادی»، در شکفتن گوهر هر انسانی، در درک امکانات و پدیدآوری امکان نو، در بنیان نهادن فکر و اندیشه نو، در این است که هر انسانی زان خود هست، باشد نه آنی که دیگری می‌خواهد به او شکل و صورت دهد و بر او قدرت‌ورزی نماید.
 دگر از این، فریب است.

درک جامعه‌ای که انسان را مدار و اندازه جامعه و حکومت می‌داند،
نیاز به درک بار سیاسی و اجتماعی و حقوقی و اقتصادی واژه‌هایی که بکار می‌بریم، دارد.
با سر دادن چند شعار تقلیدی از غرب، مانند «دمکراسی،  حقوق انسان و رنسانس و چه وچه … » و تبلیغ آن، هیچ «نوزایی و نوشدنی»  رُخ نخواهد داد.