• « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    «ارتــای خوشه(سیمرغ)»

    گاه نوشتــار ِ
    « رضـا ایــــرانی »


    « آزادی هر ایرانی، زمانی میسر است که شــــریعت اسلام را با فرهــنگ مـردمی ایران مهار ساخته و دوام این آزادی را همــــواره با نگـــه‌داشتن شریعت اسلام با اندیشه‌های «قداست جان و زندگی و خرد مردمان»، و بدور از شمشیر اســلام، ضمانت نمــــاید.
    این تنها راه است، مابـقی، فـــریب و دروغ و ریــــا و ساده‌لوحی خطرناک و از سر، چیرگی شـریعت خونریز اسلام است. »

    بــرای انــــدیشه ایــــــرانی، انسان اندازه حکومت است.


    «« بزرگتـرین دشمن ملــت ایران، حکومت اسلامیست.
    حکومت اسلامی،دهه‌هاست که در همــــه جبهــــه‌های سیـــاسی و اقتـــصادی و فرهنگی و هنری و ملی، با نهایت درند‌‌گی و خشونت با ملت ایران می‌جـنگـد.
    اندیشیدن برای پیروز شدن ملــــــــــت ایــــــــران بـــــر حکــــــومت اسلامی
    در این جنگ وحشتناکست که انــــدیشیدن حقیــقی است.»»

  • « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد
  • بایگانی

« معنای یلدا »

معنای یلدا

«« ماه دی یا دسامبر، ماه خرّم و ماه بهی نیز نامیده می‌شده است، چون  بـِه  و بِهی، نام زنخدای عشق( ونوس = زُهره = افرودیت) یعنی، خرّم و بیدُخت و شاده هست، که زن‌خدای عشق و زندگی (=ژی)  و شادی است. نام دیگراین زن‌خدا شاده و « ژی = جی» است. نام روز یکم وهشتم این ماه دی، هردو خرّم(هو + رام = هور + رام) می‌باشند.
دراین  روزها، ملت ایران، «جشن دموکرسی= جشن خرّم » می‌گرفته است، که جشن تابعیت حکومت ازخواست ملت، و انبازی‌ملت با حکومت باشد، که فراموش ساخته شده است.

این تنها ماهی هست که سه روز درماه، با ماه، اقتران  می‌کنند، یعنی سه بار، ماه وخورشید، هم‌آغوش هم  وجفت هم می‌شوند، وسه بار جشن عروسی ماه با روز‌ها، گرفته می‌شوند.
این سه روز، عبارتند از: روز هشتم
، دی به آذر( دی= آذر)، و روز  پانزدهم  که دی به مهر( دی= مهر) باشد، وروز بیست‌وسوم که روز دی به دین ( دی= دین ) می‌باشد. این اصطلاحات به معنای آن بودند که زن‌خدا «آذر» و زن‌خدا « مهر» و زن‌خدا « دین »، وزن‌خدا « دی »،  چهار چهره یک زن‌خدا هستند.

  مردم، روز هشتم را که « دی به آذر » باشد( وارمنی‌ها درگذشته، مهرمی‌نامیده‌اند) غـم‌زدا می‌نامیدند. روز پانزدهم را که دی به مهر باشد(دی=مهر)، دین‌پژوه می‌نامیدند. و روز دی به دین(دی=دین)، جان‌فزای می‌نامیدند. و روز بیست‌وچهارم که «دین» باشد، «بت‌فریب» خوانده می‌شد، که به‌ معنای آن بود که این خدا اصل زیبائی در هر انسانی است و دل همه را با زیبائیش می‌رباید.

این دو روز، که روزبیست‌وسوم، و بیست‌وچهارم ِ ماه باشند و باهم این‌همانی دارند، زمان ِ «زایش خدای عشق و زندگی و شادی» بودند و این درست معنای یلدا (ایل + دا) هست. »»

از استاد منوچهر جمالی 

 

چرا انسان صفاتی را در خدایان می‌ستاید که خود دوست دارد؟

چرا انسان صفاتی را در خدایان می‌ستاید که خود دوست دارد؟

«« این مهم نیست که خدائی وجود دارد یا ندارد، و آیا قابل اثبات کردن با عقل هست یا نیست، بلکه این مهم‌است که این خدایان را به چه میستایند. انسان صفاتی را در خدایان می‌ستاید که خود دوست دارد و آرمان نهفته اوست و می‌خواهد بدان برسد یا آنرا بکند، ولی جسارت آنرا ندارد که آن صفات و آرمان‌ها را آشکار کند و در عمل، بدان حقانیت بدهد.
با مقدس‌ساختن این صفات و آرمانها در خدایش، راه را برای واقعیت دادن آن آرمان‌ها و صفات از خودش می‌گشاید.

ستودن قهر و انتقام و  قدرت و خشم و خدعه و حق به کشتار، و وحشت انگیختن، و حکمت (= شرّ را وسیله رسیدن به خیر کردن) در «الله»، برای آنست که موءمن به اسلام، خودش این امکانات را در زندگی روزانه داشته باشد، و بکار بندد. درست همین تصویر الله را که قرآن و  موءمنانش همیشه می‌ستایند، راه را برای همه تباه‌کاری‌های اخلاقی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و حقوقی در اجتماع می‌گشاید. »»

از استاد منوچهر جمالی

«مفهوم «علم» و معنای آن»

«مفهوم «علم» و معنای آن»

«« در اسلام وسایر ادیان نوری، «علم» به «معلومات = دانسته ها» گفته می‌شوند. الله ، عالم (همه دان) هست، چون همه‌ی چیزها، بدون جستجو و آزمایش، برایش روشن است.
الله و اهورامزدای زرتشت و یهوه، جوینده نیستند. علم‌شان برپایه جستجو نیست. از این رو در ادیان، «حافظه» ارزش برتر از «تفکر» را دارد.
وارونه این،
خرّم، خدای ایران، اصل جستجو در هر انسانیست، نه همه دان.
این معنای «علم» در این ادیان، به کلی با مفهوم علم (ساینس) فرق دارد. علم به مفهومی که مدرنیسم را در جهان آفرید، تنها معلومات نیست. این بخش، فقط «فن» و «وسیله» می‌شود. فقط بسته به اینست که این بخش علم (معلومات)
وسیله دردست چه کسی و چه حزبی و گروهی بیفتد. ولی معلومات ، هنوز علم نیست. علم به معنای «روش جستجو و پژوهش» است که «استقلال جوینده و آزادی تفکر» را می‌طلبد. در این مفهوم علم، معلومات، «حدود علم» نیستند. بلکه معلومات، فقط محصول روش جستجو و آزمایش انسان، هستند، و طبعا دانستنی‌ها قابل گذرند و می‌توان از آنها بآسانی، گسست.
معلومات، هیچگاه، زندان تفکر و آزادی نمی‌شوند. مدرنیسم، پیایند گسترش دادن این روش جستجو و آزمایش (علم)، به سایرگستره‌های زندگی (اقتصاد، سیاست، حقوق، هنر، اخلاق) هستند. آموختن معلومات بنام علم در دانشگاهای غرب،
بدون آن روش که استقلال و آزادی تفکر را میآفریند، بزرگترین خطر کشورهای اسلامیست. موءمنان به ادیان و ایدئولوژی‌ها، فقط طالب بخش معلومات ِ علوم جدید هستند، نه بیشتر. »»

از استاد منوچهر جمالی

«آرمان پهلوانان ایران»

«آرمان پهلوانان ایران»

«« در شاهنامه، آرمان همه‌ی پهلوانان ایران، یافتن نام نیک در امروز اجتماع و در آینده اجتماعست و هیچ‌کدام بدنبال رسیدن پاداش در آخرت نمی‌روند. چون غایت زندگی در آخرت، بدست آوردن رضای الله و اطاعت کردن از اوست.
ولی برای بدست آوردن نام نیک، باید دل مردم را در گیتی، نه تنها امروز بلکه فردا‌ها نیز بدست آورد. و این فرق فـرهنگ ایران با شریعت اسلامست، که کسی برای بدست آوردن دل مردم در آینده و در فردای تاریخ، نمی‌کوشد. برای پهلوانان، هر عـملی و اندیشه‌ای، «تخم نیکی» بود که امروز در اجتماع می‌کاشتند، تا همیشه اجتماع در آینده از آن بهره ببرد.»»

از استاد منوچهر جمالی