در ادامه سخن پیش و اینکه پرت بودن “روشنفکران” انشاءنویس را نشان دهم، بخشی از کتاب«آزادی و همبستگی» استاد جمالی را که در باره مسأله “جدائی دین از حکومت ” می باشد، در چند بخش میآورم که بسادگی بیانگر نیاندیشیدن و رونوشتبرداری و نادیدهانگاشتن بزرگترین مسأله ما یعنی « چرا دین در ایران بزرگترین «مسئله سیاسی» است؟ » از سوی آنان میباشد.
پیشاپیش از خواننده ژرفبین میخواهم که به تاریخ انتشار این کتاب یعنی25 سال پیش و بخشی که میآید، دقت نماید تا روشن گردد که امروز نیز، همچنان آن سالها، “روشنفکران” پاک ازقضیه پَرت هستند و آب درهاوان میکوبند.
رضا ایرانی
***********************************************
بخش پایانی
« چرا دین در ایران بزرگترین «مسئله سیاسی» است؟ »
برای روشن ساختن این عبارت باید دو نکته را یادآور شد. یکی آنکه معنی حکومت، نظامی، سیاسی وجودی یک ملت است نه فلان «دولت».
دولت خانم تاچر یا دولت میتران، غیر از حکومت انگلستان یا حکومت فرانسه است. دیگر آنکه مقصود از عدمعینیت حکومت با یک دین یا ایدئولوژی، آن نیست که مردم در جامعه ( چه افراد، چه گروهها ، چه احزاب) بیعقیده، بیدین، بیایدئولوژی باشند یا حق ندارند دیندارومعتقد باشند. معنی این عبارت آنستکه » حکومت، یعنی نظام اساسی سیاسی ملی» خود را با هیچ ایدئولوژی یا دینی عینیت نمیدهد. اما بهیچوجه این عبارت آن معنی را نمیدهد که افراد یا گروهها و احزاب نباید دیندار باشند یا افراد وگروهها نباید وحق ندارند معتقد به یک ایدئولوژی باشند و هیچگاه این معنی را نمیدهد که گروهها و اتحادیهها و انجمنها برای گسترش و پرورش ایدئولوژی یا دین و مذهب خود نباید وجود داشته باشند و نباید فعالیتی در این خصوص بکنند. از طرفی عبارت فوقالذکر، این معنی را نمیدهد که حکومت، ضد این دین یا ضد آن ایدئولوژی است بلکه این عبارت چنین معنی میدهد که همه را با دید «احترام متساوی» مینگرد.
از طرفی این عبارت این معنی را نمیدهد که حکومت، دید و مطالعه مسائل را از دیدگاه یک دین یا از دیدگاه یک ایدئولوژی، غیرضروری و مضر و بیارزش میشناسد، بلکه بر عکس هر مسئلهای در جامعه (نه در حکومت) از دیدگاههای مختلف و متضاد دینی و ایدئولوژیکی، دیده و فهمیده و شناخته میشود ولی حکومت مورد به مورد در هر مسئلهای با در نظرگرفتن گروهها و احزاب و افراد بعنوان واقعیتهای موجود ( نه طبق یک ایدئولوژی یا دین) تصمیم میگیرد.
پس عبارت «جدایی حکومت از دین»، نفیکردن یک دین خاص یا یک ایدئولوژی خاص در جامعه نیست و همچنین عبارت «جدایی حکومت از دین» منحصر به دین خاصی نیست بلکه جدایی حکومت از همه ادیان و ایدئولوژیهای علمی و غیرعلمی و فلسفههاست.
تفکر حکومتی برای تصمیمگیری، تنها در چارچوبه یک دین خاص یا فلسفه خاص یا علم خاص صورت نمیبندد بلکه تفکر خلاقی است که با در نظرگرفتن آن مسئله از همه دیدگاههای ایدئولوژیکی یا دینی موجود در اجتماع، طبق معیاری که درخود ِ واقعیت قرار دارد، میاندیشد.
بعد از آنکه نقص عبارت «جدایی حکومت از دین» را رفع کردیم، حالا این سئوال را طرح میکنیم که سیاست چیست و بالاخره با مقایسه این مسائل با هم، خواهیم توانست بزرگترین مسأله سیاسی را در جامعه بشناسیم.
23 ماه ژوئیه، 1985
دانلود کتاب
Filed under: فرهنگ ایرانی | Leave a comment »