انسان، وجودیست که در خود نمی‌گنجد

انسان، وجودیست که در خود نمی‌گنجد

انسان، وجودیست که در خود نمی‌گنجد. انسان وجودیست که از خود لبریز می‌شود. از خود، می‌درخشد. از خود، پیشرفت می‌کند. از خود، می‌گسترد.
او همیشه بیش از خودی می‌شود که بوده است. او، آینده می‌شود، آینده‌ی خود را می‌آفریند. او بیش از فکریست که داشته است و دارد. او هیچ‌گاه « درخود نمی‌ماند ». او وجودیست افزاینده، افزون‌خواه.
 انسان را نمی‌توان در چیزی و ظرفی و قفسی و جائی، گنجانید. او را نمی‌توان در آموزه‌ای، مکتبی، عقیده‌ای، مذهبی و ایمانی گنجانید.
او خود را درفراسویش، در ملت و در حکومت و در حقوق و در اقتصاد و در اخلاق و در بینش، می‌گسترد و در این خودگستریست، که به شادی و خوشی می‌رسد.