• « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    «ارتــای خوشه(سیمرغ)»

    گاه نوشتــار ِ
    « رضـا ایــــرانی »


    « آزادی هر ایرانی، زمانی میسر است که شــــریعت اسلام را با فرهــنگ مـردمی ایران مهار ساخته و دوام این آزادی را همــــواره با نگـــه‌داشتن شریعت اسلام با اندیشه‌های «قداست جان و زندگی و خرد مردمان»، و بدور از شمشیر اســلام، ضمانت نمــــاید.
    این تنها راه است، مابـقی، فـــریب و دروغ و ریــــا و ساده‌لوحی خطرناک و از سر، چیرگی شـریعت خونریز اسلام است. »

    بــرای انــــدیشه ایــــــرانی، انسان اندازه حکومت است.


    «« بزرگتـرین دشمن ملــت ایران، حکومت اسلامیست.
    حکومت اسلامی،دهه‌هاست که در همــــه جبهــــه‌های سیـــاسی و اقتـــصادی و فرهنگی و هنری و ملی، با نهایت درند‌‌گی و خشونت با ملت ایران می‌جـنگـد.
    اندیشیدن برای پیروز شدن ملــــــــــت ایــــــــران بـــــر حکــــــومت اسلامی
    در این جنگ وحشتناکست که انــــدیشیدن حقیــقی است.»»

  • « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد
  • بایگانی

آزاد‌کردن اسطوره‌ از دین و ایدئولوژی

«آزاد‌کردن اسطوره‌ از دین و ایدئولوژی»

 

همه ادیان کتابی، اسطوره‌های باستانی را بکار گرفته و در بند تابعیت خود کشیده‌اند. اسطوره‌ها در دین زندانی شده‌اند و شکل‌های ثابت و معین و مقدس، و تغییر‌ناپذیر به خود گرفته‌اند. از اینرو رابطه‌ی زنده خود را با آفرینندگی در انسان از دست داده‌اند.

مسئله اساسی ِ زنده‌ساختن ِ «تفکر اسطوره‌ای»، آزاد‌ساختن اسطوره‌ها از زندان دینی‌اشان هست. در هر اسطوره‌ای، بیش از آن هست که ادیان کتابی از آن استنباط کرده‌اند.
اسطوره‌ها، نماد تجربه‌های غنی‌تری هستند که ادیان کتابی آنها را در تنگنای مفاهیم خود، فشرده و تقلیل داده‌اند.
مسئله بنیادی، رها‌ساختن اسطوره‌های ایران، از تئولوژی زرتشتی است.
همانطور که مسئله اسلام و مسیحیت و یهودیت، رهانیدن اسطوره‌های موجود در تورات و انجیل و قرآن، از شکل‌های دینی و تئولوژیکی است که در این کتاب‌ها به خود گرفته‌اند.
هنرهای زیبا، موقعی از سر، نقش آزادسازنده خود را بازی می‌کنند که این اسطوره‌ها را « وراء مفاهیم  وعقیده اسلامی ،یا عقیده زرتشتی ،یا عقیده مسیحی» در اثار خود تأویل کنند.
 هنرهای زیبا، از نو در اسطوره، تجربه‌هائی از انسان را کشف می‌کنند که ادیان کتابی خفه و تاریک کرده بودند.
 هنرهای زیبا، در این اسطوره‌ها، ادیان کتابی را در هم می‌شکافند و نه تنها تجربه‌های دینی را که «وراء ادیان کتابی» قرار دارند کشف می‌کنند، بلکه تجربه‌های عرفانی که وراء اشکال مختلف طریقه‌های تصّوف قرار دارند و بالاخره تجربه‌های انسانی که وراء مکاتب فلسفی قرار دارند، کشف می‌کنند.
بدون این رها‌ساختن اسطوره‌ها از چنگال تأویلات دینی،  هنرهای زیبا از عهده‌ی بازی‌کردن نقش اصیل خود برنمی‌آیند. اینست که هنر (شعر و موسیقی و نقاشی و پیکر‌تراشی …) در ایران تا به حال، نازا با‌قی مانده است.

( از کتاب «تجربیات گمشده»،نوشته استاد منوچهر جمالی )

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: