Posted on 07/18/2010 by رضا ایرانی
«زندگی»، مهمترین ارزش
درغرب، با اولوّیت یافتن ارزشهای اقتصادی دراجتماع، که درراستای تضمین زندگی مردم درگیتی است، ارزشهای دینی ( رستگاری درآخرت) از اولویت افتاد. جدائی حکومت ازدین، پیایند این تحول در روان وضمیر مردمست.
Filed under: فرهنگ ایرانی | Leave a comment »
Posted on 07/12/2010 by رضا ایرانی
«…ایمان به یک بینش روشنگر، بلافاصله همه ایمانها به بینش های دیگررا تاریک سازنده وضد حقیقت می سازد .اینست که با ایمان به هریک ازانها، پارگی ودشمنی وکینه توزی دراجتماع آغازمیشود ، و آسایش اجتماعی وفردی را ازبین میبرد . از این روست که خیام میگوید»: من دنبال « فارغ بودن ازاین کفرودین » هستم . میخواهم از « ایمان به بینشی » دست بکشم ، که خود را حقیقت میداند و ایمان به هربینش دیگر را پوشاننده وضد حقیقت میداند و راهی جزآن ندارد که با آن بستیزد . من دینی را که باخود ، کفری میآورد ، ضد خرّمی میدانم . او واژه های فارغ وآسوده وآزاد را در رباعیاتش ، به یک معنا بکارمیبرد . ولی آنچه به اندیشه او ژرفا میبخشد این نکته است که درست این « بی ایمانی به همه آنها » ، « دین من هست » . من نیاز به « ایمان به بینشی بنام حقیقت » ندارم ، بلکه میخواهم که گوهر خودم ، سرچشمهِ بینش حقیقت باشد . هنگامی که بینش ، ازگوهرخودم بجوشد ، نیاز به ایمان آوردن به بینش های وامی ندارم که برضد سرچشمه بودن گوهرخودم هستند.»
دنباله مطلب را در بخش « از استاد منوچهرجمالی» بخوانید
Filed under: فرهنگ ایرانی | 2 Comments »
Posted on 07/10/2010 by رضا ایرانی
آزادیخواهی همیشه دورویه به همپیوسته دارد.
ملت خود را:
۱- ازچیزی آزاد میکند که امکان آن را بسته است
۲- تا گوهرخودش را بگسترد
ملت ایران باید خود را ازتنگنای شریعت تجاوزگر و بدوی وخونخواراسلام رها سازد، تا فرهنگ مردمی و راستی خودش، باز از او بجوشد.
«منوچهر جمالی»
Filed under: فرهنگ ایرانی | Leave a comment »
Posted on 07/08/2010 by رضا ایرانی
کرامت انسانی ، اصطلاحی برضد اصطلاح diignity درانگلیسی و Würde درآلمانی است.
این الله است که به انسان کرامت میدهد . انسان، تابع ومخلوق الله میماند. درحالیکه بحث از اصالت « ازخودبودن، یاخویشتن، حق تعیین خود را داشتن » است که با کرامتی که الله میدهد، سازگارنیست . درفرهنگ ایران ، به اصالت انسان ، « ارج » میگویند . انسان ارجمند است، یعنی اصالت دارد . خودش، خداهست . خودش، به خودش، صورت میدهد . خودش ، معیارو اندازه حکومت هست . چون « ارج » نام خود سیمرغ یا « ارتای خوشه » است و تخم ِ خود خوشه خدا هست که گوهرهرانسانی است . درهرانسانی ، تخم خود خدا هست و انسان همانقدر اصالت دارد که بُن جهان هستی دارد . مجموعه انسانها، باهم خدایند و قانونگذار وحکومت هستند . خدائی فراسوی آن نیست .این فرهنگ ایرانست که هرانسانی را همسرشت با خدا با خود ِ خدا میداند و نیاز به هیج واسطه و پیامبر و رسولی را نمیپذیرد.
خواستن « ارج انسانی » با خواستن « کرامت ازالله » فرق کلی دارد.
«منوچهر جمالی»
Filed under: فرهنگ ایرانی | Leave a comment »
Posted on 07/08/2010 by رضا ایرانی
یکی میکوشد ملت ایران را مسلمانی سنتی سازد،
یکی میکوشد که ملت ایران را مسلمانان راستین سازد (تاکنون اسلامها دروغین بوده اند)،
یکی میکوشد ملت ایران را زرتشتی گاتائی سازد. تا حالا زرتشتیها، گاتائی نبوده اند،
یکی میکوشد ملت ایران را مدُرن و پسامُدرن، به تصویری که درغرب خوانده و نفهمیده، بسازد،
ولی کسی را نمیتوان یافت که ملت ایران را بدان بیانگیزد که خودش بیندیشد.
و دموکراسی و حقوق بشر و جامعه مدنی و حکومت جدا از دین، فقط برشالوده همین خرد انسانی نهاده میشود که خودش بیاندیشد.
«استاد منوچهرجمالی»
Filed under: فرهنگ ایرانی | Leave a comment »
Posted on 07/03/2010 by رضا ایرانی
مفهوم حکومت درفرهنگ ایران
حکومت درفرهنگ ایران بربنیاد مفهوم « جان » بنا میشود، نه برمفهوم « ایمان ».
جان ( = جی + یان ) به معنای « خانه خدای زمان وزندگی » است.
«جی»، نام رام، « خدای زمان وزندگی درجشن » است. درجان هرانسانی، « خدای زمان » همیشه موجود وحاضرهست، ونیازبه « حضوروغیاب امام زمان » ندارد. واین خدای زمان درجان هرانسانیست که حقانیت به حکومت میدهد.
حکومت درفرهنگ ایران بربنیاد مفهوم « جان » بنا میشود، نه برمفهوم « ایمان ».
جان ( = جی + یان = گی + یان ) به معنای « خانه ِ خدا یا سیمرغ » است.
جانی که خود خدا درآن زندگی میکند، نیازبه ایمان ندارد، وایمان به محمد یا عیسی ویا هرایدئولوژئی هم، خدشه به « اولویت جان برایمان » وارد نمیآورد.
منوچهرجمالی
Filed under: فرهنگ ایرانی | Leave a comment »
Posted on 06/29/2010 by رضا ایرانی
««… راستی، روشن شدن حقیقت و بینش یافتن به آن ازخود انسانست. انسان، « ازآن ِ ِخود میشود ». انسان، سرچشمهِ داد، یعنی عدالت وقانون وحق ونظم ازخود او هست. سئوال بنیادی آنست که ما چرا این اندیشه ژرف را در ادبیات خود نمی توانیم ببینیم و چرا ما را ازدیدن آن بازداشته اند، وچرا ما، منکر ارج و شکوه فرهنگ خود می شویم.
هنگامی که دربندهش میخوانیم که درفرهنگ ایران، خدا، درآغاز، خدا، نیست، وپس ازآنکه گیتی وخدایان، ازاو پیدایش یافتند و به عبارتی دیگر، دنیا را درتحول دادن خود، آفرید، « خدا میشود»، سخت گرفتارشگفت میشویم. آخراین چه خدائیست که درپایان، خدا میشود ؟ درحالیکه درادیان دیگر، میبینیم که اول، خدا هست، وسپس همه چیزها را با قدرت واراده وعلم خودش، فراسوی خود وگوهرخود، خلق میکند. بدون جهان هستی وبدون خلق هم، الله ویهوه وپدرآسمانی، هستند. »»
دنباله در بخش « از استاد منوچهرجمالی »
Filed under: فرهنگ ایرانی | Leave a comment »
Posted on 06/26/2010 by رضا ایرانی
جوانمرد، کسیست که
قانون وامروشریعتی را نمی پذیرد
که جان وخرد ِانسانها را می آزارد
جوانمرد، کسیست که
قانون وامروشریعتی را اجرا نمی کند
که جان وخردِ انسانها را می آزارد
منوچهرجمالی
Filed under: فرهنگ ایرانی | 1 Comment »
Posted on 06/25/2010 by رضا ایرانی
سکولاریسم، به معنای آنست که انسان، درطبیعت و فطرتش، «حق به زندگی ِشاد، یا بهزیستی درگیتی » دارد. حکومت، یا سازمانهای اقتصادی و حقوقی و سیاسی، فقط موقعی « حقانیت » دارند، که این حق ِگوهری را که مردم مطالبه میکنند، واقعیت ببخشند. این «حق فطری انسان به بهزیستی درگیتی»، به جامعه، حق میدهد که هرحکومتی را که « غایتی دیگر» دارد، واژگونه سازد.
منوچهرجمالی
Filed under: فرهنگ ایرانی | Leave a comment »
Posted on 06/24/2010 by رضا ایرانی
سکولاریسم(زندگی زمانی)چیست؟ اینست که:
انسان میتواند جهان را مستقیما ازجهان بشناسد.
حکومت، آفرینش ِانسانست، وملت با خردش آن را میآفریند.
منوچهرجمالی
Filed under: فرهنگ ایرانی | Leave a comment »