• « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    «ارتــای خوشه(سیمرغ)»

    گاه نوشتــار ِ
    « رضـا ایــــرانی »


    « آزادی هر ایرانی، زمانی میسر است که شــــریعت اسلام را با فرهــنگ مـردمی ایران مهار ساخته و دوام این آزادی را همــــواره با نگـــه‌داشتن شریعت اسلام با اندیشه‌های «قداست جان و زندگی و خرد مردمان»، و بدور از شمشیر اســلام، ضمانت نمــــاید.
    این تنها راه است، مابـقی، فـــریب و دروغ و ریــــا و ساده‌لوحی خطرناک و از سر، چیرگی شـریعت خونریز اسلام است. »

    بــرای انــــدیشه ایــــــرانی، انسان اندازه حکومت است.


    «« بزرگتـرین دشمن ملــت ایران، حکومت اسلامیست.
    حکومت اسلامی،دهه‌هاست که در همــــه جبهــــه‌های سیـــاسی و اقتـــصادی و فرهنگی و هنری و ملی، با نهایت درند‌‌گی و خشونت با ملت ایران می‌جـنگـد.
    اندیشیدن برای پیروز شدن ملــــــــــت ایــــــــران بـــــر حکــــــومت اسلامی
    در این جنگ وحشتناکست که انــــدیشیدن حقیــقی است.»»

  • « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد
  • بایگانی

«فرو پاشیدن جهان نزدیک است»

 

«فرو پاشیدن جهان نزدیک است»

عیسی با تلقین این تصویر در اذهان، که بزودی جهان در هم فرو خواهد پاشید، و دیگر زندگی در این جهان ارزشی ندارد و باید با شتاب برای نجات از این واقعه دهشتناک اندیشید،خیلی را به ایمان به خود برانگیخت.
یک لحظه به بزرگترین خطر جهان نزدیکست، پس هرچه زودتر به من ایمان آوردید تا از این خطر نجات یابید.
این اندیشه، سده‌ها در بین مسیحیان زنده باقی ماند و مسیحیان هر لحظه، منتظر ورود این ساعت دهشتناک بودند. ولی کم‌کم این فکر و حالت فراموش شد. نقش واقعی این وعده عیسی، آن بود که مردم دیگر فرصت تفکر و تردد نداشته باشند و با شتاب هرچه بیشتر ایمان بیاورند تا از خطر نجات یابند. هر چه با تلقین، انتظار این واقعه هولناک آخر ِجهان شدیدتر می‌شد، مکث و تردد درقبول ایمان به عیسی کمتر می‌شد.

محمد هم در قرآن به همین اندیشه و تصویر چنگ آویخته است. ولی با اولین فتوحات اسلام با شمشیر، کاربرد این فکر بی‌ارزش بود، و بعد‌ها اهل تفسیر و تأویل، این فکر را به مسئله قیامت چسبانیدند و عرب‌ها و مسلمانان آنرا زود فراموش کردند. عرب‌ها بزودی با فتوحات خود، در زیر پرچم اسلام، دریافتند که زندگی به زیستن بیش از آنکه محمد گفته می‌ارزد و حاضر نبودند «الساعه» و «الواقعه» را به آن معنائی که محمد گرفته بود، بفهمند.

مارکس هم از همین تصویر استفاده برد، که یک دقیقه تا فروپاشی جهان سرمایه‌داری باقی مانده است، و با تلقین این تصویر که «یک لحظه به ورود آخرین خطر یا طوفان نوح» مانده است، تاثیر شدیدی در یافتن گروندگان به آموزه‌ی خود داشت. بویژه آنانی‌که به فکر رسیدن به قدرت بودند، با این تصویر، در روان مخالفان خود، وحشت و تزلزل ایجاد کردند که فقط یک آن به پایان حکومت‌شان باقی مانده است، و در خود ایمان و یقین چند‌ برابر ایجاد کردند که قدرت در آینده از آن ِ آنانست.
برای موءمن‌سازی، نیاز به ایجاد ِ همین تصویر « یک دقیقه پیش از پایان دنیا و پایان تاریخ و طوفان نوح …» هست، تا مردم بیشتر در مقوله «نجات آنی خود از خطر» باشند و «فرصت اندیشیدن» نداشته باشند. بعد از نجات فرصت اندیشیدن دارند، چون اساسا» بعد از نجات، نیاز به اندیشیدن ندارند.

 

«« از کتاب «تجربیات گُم‌شده»،  نوشته استاد منوچهر جمالی»»

 

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: