• « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    «ارتــای خوشه(سیمرغ)»

    گاه نوشتــار ِ
    « رضـا ایــــرانی »


    « آزادی هر ایرانی، زمانی میسر است که شــــریعت اسلام را با فرهــنگ مـردمی ایران مهار ساخته و دوام این آزادی را همــــواره با نگـــه‌داشتن شریعت اسلام با اندیشه‌های «قداست جان و زندگی و خرد مردمان»، و بدور از شمشیر اســلام، ضمانت نمــــاید.
    این تنها راه است، مابـقی، فـــریب و دروغ و ریــــا و ساده‌لوحی خطرناک و از سر، چیرگی شـریعت خونریز اسلام است. »

    بــرای انــــدیشه ایــــــرانی، انسان اندازه حکومت است.


    «« بزرگتـرین دشمن ملــت ایران، حکومت اسلامیست.
    حکومت اسلامی،دهه‌هاست که در همــــه جبهــــه‌های سیـــاسی و اقتـــصادی و فرهنگی و هنری و ملی، با نهایت درند‌‌گی و خشونت با ملت ایران می‌جـنگـد.
    اندیشیدن برای پیروز شدن ملــــــــــت ایــــــــران بـــــر حکــــــومت اسلامی
    در این جنگ وحشتناکست که انــــدیشیدن حقیــقی است.»»

  • « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد
  • بایگانی

شیردرنده، و مفهوم شرّ و خیر

هنر نزد ایرانیان است وبس
ندارند شیر ژیان را به کس

شیردرنده، و مفهوم شرّوخیر

نام شیردرّنده، همان « شِـر یا شـَر» است که به معنای « پاره کننده » یا بطور دقیق‌تر، ازهم پاره کننده زندگی( ژی ) هست. درست واژهِ « شرّ »، معرب ِ همین واژه است.

 شیر از هم‌درنده، که پیکریابی خشم ( قهروخشونت وتهدید) است، برای این عمل جان آزاریش، « شرّ» است. معنای اصلی « شرّ» این بوده است که هیچ کسی و قدرتی نباید « جان انسانی » را بیازارد، و «خیر» نیز که مفهوم مقابل شرّ است، باز معرب واژه‌ِ « هیر= ایر» ایرانی‌است. چنانکه «خیر وخیری» که درعربی به «گل همیشه بهار» گفته میشود نام سیمرغ یا ارتافرورد ( خوشه های جانها= جانان) است ( خدای روزنوزدهم هرماه، نام دیگرش، کاوه است که برضد ضحاک برمی‌خیزد، چون جان‌ها را می‌آزرده است ) و نام دیگرش « گل بوستان افروز یا حی العالم » است. چون خود خدا، همه جان‌هاست، پس آزردن هرجانی، آزردن خداست، و هیچکس را نمیشود به « حق » کـُشت، چون خدا که جانان باشد، اصل همه حق هاست. پس «خیر»، مقدس شمردن هرجانی است ولو مشرک وکافر و ملحد و بودائی و چینی و… باشد.

ولی سپس همین اصطلاحات « خیر و شرّ » را اسلام، مصادره کرد و معانی آنهارا به کلی تحریف و مسخ ساخت. موءمن به اسلام، خیر شد، وکافر و مشرک، شرّ گردید ( لعبد موءمن خیرمن مشرک ). آنچه الله، برای بنا و حفظ ِ قدرتش خیر و شر می‌داند، همه مردم را امتحان می‌کند،تا همه، سر به اطاعت او فرو آورند.  و« الله خیرالماکرین » می‌شود. مکرکردن از الله، خیر می‌شود، و فخر بدان می‌کند که می‌توان سر ابلیس را هم کلاه بگذارد. درحالیکه مکر و خدعه، نتیجه ناتوانی‌است. منش خشمگین ِ( غضب وارهاب) شیردرنده که در الله هست، معیار خیر و شرّ او می‌شود. معیارشرّ و خیر، تسلیم شدن به قدرت مطلق اوست و « نیازردن جان » هرانسانی، که معنای اصلی خیر و شربود، بیک‌سو نهاده می‌شود و « کشتن به حق » معیاراصلی خیر و شر می‌گردد.
 حق آنست‌که انسان، تابع قدرت الله گردد و ناحق آنست که خواهان آزادی باشد و « جان هرانسانی » را معیار نهائی، حق بودن بداند. ازاین رو هست که هنر، نزد ایرانیانست وبس، نه نزد اسلام.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: