• « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    «ارتــای خوشه(سیمرغ)»

    گاه نوشتــار ِ
    « رضـا ایــــرانی »


    « آزادی هر ایرانی، زمانی میسر است که شــــریعت اسلام را با فرهــنگ مـردمی ایران مهار ساخته و دوام این آزادی را همــــواره با نگـــه‌داشتن شریعت اسلام با اندیشه‌های «قداست جان و زندگی و خرد مردمان»، و بدور از شمشیر اســلام، ضمانت نمــــاید.
    این تنها راه است، مابـقی، فـــریب و دروغ و ریــــا و ساده‌لوحی خطرناک و از سر، چیرگی شـریعت خونریز اسلام است. »

    بــرای انــــدیشه ایــــــرانی، انسان اندازه حکومت است.


    «« بزرگتـرین دشمن ملــت ایران، حکومت اسلامیست.
    حکومت اسلامی،دهه‌هاست که در همــــه جبهــــه‌های سیـــاسی و اقتـــصادی و فرهنگی و هنری و ملی، با نهایت درند‌‌گی و خشونت با ملت ایران می‌جـنگـد.
    اندیشیدن برای پیروز شدن ملــــــــــت ایــــــــران بـــــر حکــــــومت اسلامی
    در این جنگ وحشتناکست که انــــدیشیدن حقیــقی است.»»

  • « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد
  • بایگانی

به نام ِملت به جای الله اکبر

به نام ِ ملت  به جای الله‌اکبر

مسئله ایران، جنگ با الله هست نه با یک دیکتاتور.
مسئله بنیادی، غصب ِحاکمیت انسان از الله است.

دموکراسی و سکولاریسم برپایه این اندیشه بنا می‌شود که انسان، رابطه مستقیم با حقیقیت یا با خدا دارد. خودش می‌تواند مستقیما واقعیات را بشناسد و به حقیقت برسد. ترجمه این سخن به اصطلاح دینی، چیزی جزاین عبارت نیست که «ملت با خدا اینهمانی دارد»، که درفرهنگ ایران در همان داستان سیمرغ ( ارتافرورد) بیان شده است که «سی تا مرغ درجستجوی باهم، سیمرغ می‌شوند»، یا به عبارت دیگر، هم خودشان شاه و هم خدا باهم می‌شوند.

اینکه در انقلاب فرانسه گفته شد که صدای ملت، صدای خداست، یک گفته شاعرانه و تمثیلی وتعارفی نبود، بلکه بیان این آگاهبود تازه از انسان و از اعتماد به خودش و نفی‌اعتماد به مراجع دینی و همچنین نفی‌خدائی بود که ناتوان از ارتباط مستقیم با انسانست.

ملت دربینش برای زندگی، رابطه مستقیم با خدا یا حقیقت دارد. این اعتماد ملت به خودش، آن چیزیست که استقلال و آزادی نامیده می‌شود. انقلاب حقیقی، درست همین هم‌آغوشی مستقیم خدا با ملت، و طرد هرگونه واسطه است. این‌همانی یاقتن ملت با خدا در دموکراسی و سکولاریسم‌، که بی نیازی ملت از رسول و خلیفه و اولوالامر و امام و ولایت فقیه می‌باشد، سبب می‌شود که پرداختن خمس و زکات به هرکسی جزخود ملت، حرام و موقوف می‌گردد .ازاین پس پرداختن خمس و زکات و مالیات به مراجع دینی، بی حرمتی به ملت و نقص حق بنیادی ملت است. ازاین پس، هرگونه حکومتی به نام «واسطه خدا برملت» ، ستم محض وشرک است، چون سلب حق ملت‌است، که ازاین پس، خودش این‌همانی با خدا یافته است.

اخلاق اسلامی ، برضد حقوق بشر ودموکراسی است


اسلام، اساسا» «ضداخلاقی» هست، چون بر«اصل ضداخلاق»، که «دوشیوه رفتارمتضاد» باشد، بنیاد شده است. شیوه رفتار با همعقیدگان(خودیها) و شیوه رفتار با «ناخودیها». بدی کردن با ناخودی، خوبی کردن و واجب‌است. از آنجا که اسلام، به معنای دین واحد، واقعیت ندارد، بلکه فقط به شکل مذاهب متعدد واقعیت دارد، همه این مذاهب، بااین دومعیار متضاداخلاقی، رفتار می‌کنند.
به عبارت دیگر، مذاهب اسلامی را نمی‌شود در یک جامعه باهم آشتی داد. همه باهم، ریشه اخلاق راکه رفتار با یک معیار با همه انسان‌هاست، از ریشه می‌کنند.

«از استاد منوچهر جمالی»

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: