• « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    «ارتــای خوشه(سیمرغ)»

    گاه نوشتــار ِ
    « رضـا ایــــرانی »


    « آزادی هر ایرانی، زمانی میسر است که شــــریعت اسلام را با فرهــنگ مـردمی ایران مهار ساخته و دوام این آزادی را همــــواره با نگـــه‌داشتن شریعت اسلام با اندیشه‌های «قداست جان و زندگی و خرد مردمان»، و بدور از شمشیر اســلام، ضمانت نمــــاید.
    این تنها راه است، مابـقی، فـــریب و دروغ و ریــــا و ساده‌لوحی خطرناک و از سر، چیرگی شـریعت خونریز اسلام است. »

    بــرای انــــدیشه ایــــــرانی، انسان اندازه حکومت است.


    «« بزرگتـرین دشمن ملــت ایران، حکومت اسلامیست.
    حکومت اسلامی،دهه‌هاست که در همــــه جبهــــه‌های سیـــاسی و اقتـــصادی و فرهنگی و هنری و ملی، با نهایت درند‌‌گی و خشونت با ملت ایران می‌جـنگـد.
    اندیشیدن برای پیروز شدن ملــــــــــت ایــــــــران بـــــر حکــــــومت اسلامی
    در این جنگ وحشتناکست که انــــدیشیدن حقیــقی است.»»

  • « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد
  • بایگانی

آیا ملت مصر حق ندارد راه خود را بیابد؟

همه از «اسلام‌گرایان» مصر و خطری که در کمین ملت مصر است هشدار می‌دهند که خوب بجاست اما همین‌ها و سایر تحلیل‌گران، در این سی سال گذشته و هم اکنون نیز از برخورد ونقد اسلام همواره روگردان بوده وهستند. اصطلاح «اسلام سیاسی» که اینان بکار می‌برند خود بیانگر عدم شناخت از اسلام  است. شریعت اسلام از روز نخست با قدرت‌ورزی و حکومت عجین بوده و این اصطلاح  «اسلام سیاسی» ، در واقع  اصطلاحی است بی‌معنی که می‌خواهد دانسته یا نادانسته «اسلام راستین» تازه‌ای بپا کند.

ای کاش در کنار این همه هشدار به ملت بپا خاسته مصر، اندکی نیز شریعت اسلام را در ایران به نقد وسنجش می‌کشیدند. شوربختانه، هنوز که هنوز است روشنفکر ایرانی، شریعت اسلام را بزرگترین مانع پیدایش و دوام و بقای آزادی و دموکراسی در ایران نمی‌بیند. اگر می‌دید، ما هر روز ده‌ها نوشته و گفتار در سنجش شریعت اسلام، می‌خواندیم ویا می‌شنیدیم.

تازه، با چه بینش و بن‌مایه‌ی فکری، جز فرهنگ نیرومند و زاینده ایران می‌توان دربرابر اسلام ایستاد و آزادی را پدید آورد؟ اینکه یک ریز گزارش کنیم که ولی‌فقیه ویا ایادی خونریزش این را گفت و آن کار را کرد، ویا با مسخره‌کردن ودشنام دادن به آنها، می‌توان نام روشنگری نهاد؟
آیا ملت مصر حق ندارد راه خود را بیابد؟ بقول معروف، «اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی»!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: