• « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    «ارتــای خوشه(سیمرغ)»

    گاه نوشتــار ِ
    « رضـا ایــــرانی »


    « آزادی هر ایرانی، زمانی میسر است که شــــریعت اسلام را با فرهــنگ مـردمی ایران مهار ساخته و دوام این آزادی را همــــواره با نگـــه‌داشتن شریعت اسلام با اندیشه‌های «قداست جان و زندگی و خرد مردمان»، و بدور از شمشیر اســلام، ضمانت نمــــاید.
    این تنها راه است، مابـقی، فـــریب و دروغ و ریــــا و ساده‌لوحی خطرناک و از سر، چیرگی شـریعت خونریز اسلام است. »

    بــرای انــــدیشه ایــــــرانی، انسان اندازه حکومت است.


    «« بزرگتـرین دشمن ملــت ایران، حکومت اسلامیست.
    حکومت اسلامی،دهه‌هاست که در همــــه جبهــــه‌های سیـــاسی و اقتـــصادی و فرهنگی و هنری و ملی، با نهایت درند‌‌گی و خشونت با ملت ایران می‌جـنگـد.
    اندیشیدن برای پیروز شدن ملــــــــــت ایــــــــران بـــــر حکــــــومت اسلامی
    در این جنگ وحشتناکست که انــــدیشیدن حقیــقی است.»»

  • « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد
  • بایگانی

« تصویر انسان در فرهنگ ایران »

« تصویر انسان در فرهنگ ایران »

انسان در فرهنگ سیمرغی ایران (پیش از میتراگرائی و زرتشتیگری) دارای تصویر ژرف وسرشاری‌است که درست دربرابر اسلام وصف‌بندی با آن، نیاز امروز ماست. ایرانیان دوره‌ی سیمرغی، باور داشتند که انسان روئیده از تخمی است که این تخم  ازآمیزش پنج خدا با هم (1.سروش 2. رشن 3. ارتافرورد یا فروردین یا سیمرغ 4. بهرام  5. رام ) پیدایش می‌یافت.
این تخم بُن انسان بود و درمیان هستی او ارتافرورد یا سیمرغ بود. نماد این درک را آنها در تصویر«گوی» (ِگِردی) یا تخم بیان می‌کردند. این تخم و یا گوی، گسترده و باز که شد، آنچه را درخود دارد، در بیرون  می‌گسترد. این روند خود‌گستری، مفهوم «آزادی» آنها بود و «سپنتا» نامیده می‌شد.  این یعنی گوهر هر انسانی، آزادی است.  سپنتا تخم یا گوئی است که دارای دو بال گسترده‌است و در شاهنامه کیخسرو، رستم را «سیمرغ گسترده‌پر» می‌خواند.
بعدها زرتشتیگری، این تخم و یا گوی را به انسان ریش‌دار تغییر داد که همین فروهری است که ما می‌شناسیم.

با اندکی خیره‌شدن در این تصویر خودرُو و پیدایشی که اصالت انسان (مردم) وآزادگی او را بیان می‌کند و مقایسه آن با تصویر قرآن از انسان «خلق» شده به امر الله، انسان بنده و تابع الله وآخوند، به اهمیت و نیاز کنونی ما در ایران پی می‌بریم.

اینکه روشنفکران ایرانی، ناتوان از درک و اهمیت چنین تصویری از انسان ایرانی هستند،  هم حکایت دردآور دوزخی است که ما در آن بسر می‌بریم و هم گشایش و زایش فرهنگی ما.

در نوشتار آینده، باز هم در این رابطه (تصویر انسان ایرانی= جمشید) خواهم نوشت.

یک پاسخ

  1. اگر به روند پيشرفت انسان در تاريخ نگاه كنيم اين رويش و گسترش انسان از خود را نيز خواهيم يافت.
    مگر چيزي غير از انسان در روند رويش و گسترش او دخيل بوده؟ چه دستي از چه جائي توانسته انسان را ياري دهد؟
    اگر چنين دستي بوده يا هست چرا سرعت پيشرفت انسان در مراحلي از زمان كند و در شرايطي كه به خود متكي بوده تند شده است؟
    همين الان كه من اين كامنت را مي گذارم اگر به اميدي غير از تلاشهاي خودم براي پيشرفت نشسته بودم اكنون گدائي در حاشيه ي شهر بودم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: