• « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    «ارتــای خوشه(سیمرغ)»

    گاه نوشتــار ِ
    « رضـا ایــــرانی »


    « آزادی هر ایرانی، زمانی میسر است که شــــریعت اسلام را با فرهــنگ مـردمی ایران مهار ساخته و دوام این آزادی را همــــواره با نگـــه‌داشتن شریعت اسلام با اندیشه‌های «قداست جان و زندگی و خرد مردمان»، و بدور از شمشیر اســلام، ضمانت نمــــاید.
    این تنها راه است، مابـقی، فـــریب و دروغ و ریــــا و ساده‌لوحی خطرناک و از سر، چیرگی شـریعت خونریز اسلام است. »

    بــرای انــــدیشه ایــــــرانی، انسان اندازه حکومت است.


    «« بزرگتـرین دشمن ملــت ایران، حکومت اسلامیست.
    حکومت اسلامی،دهه‌هاست که در همــــه جبهــــه‌های سیـــاسی و اقتـــصادی و فرهنگی و هنری و ملی، با نهایت درند‌‌گی و خشونت با ملت ایران می‌جـنگـد.
    اندیشیدن برای پیروز شدن ملــــــــــت ایــــــــران بـــــر حکــــــومت اسلامی
    در این جنگ وحشتناکست که انــــدیشیدن حقیــقی است.»»

  • « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد.

    « زندگی » مـُقـدس است، خدا هم حق ندارد حکم قتل و اعدام بدهد
  • بایگانی

چه زمانی شما و دیگر روشنفکران ایرانی به این نتیجه می‌رسید؟

آقای مشایخی گرامی:

سال‌هاست که شما و دوستانتان سرگرم چنین بحث‌های واکنشی در روند اوضاع ایران هستید! و یا رونوشت‌برداری از بحث‌های «جامعه شناسی» امریکا، بویژه باصطلاح «پراگماتیسم» امریکایی.
زمانی ضد‌امپریالیست بودید، سپس دنباله رو «سید‌خندان»! زمانی در برابر حمله امریکا به عراق ، «اتحاد جمهوری‌خواهان» را که خیلی زود ریزش نمود راه انداختید و …
آیا زمان آن نرسیده که به خود آمده، به نقد و سنجشگری «قدرت مقدس» در ایران بپردازید و سهمی در راه نوزایی ایران آینده داشته باشید؟ از دید من، با یاری رسانی به جنبش فرهنگی نوزایی ایران است که می‌توان قدرت‌مداران جهانی را وادار ساخت که خیزش و قیام ملت ایران را جدی بگیرند و راه پشتیبانی از ملت را بناچار، برگزینند. نه با این بحث‌های ملالت‌آور و سطحی!

چرا لجوجانه نمی‌خواهید بپذیرید که حکومت اسلامی، براساس و پایه «حکمت» است، این حکمت، حکمت «الله» است که می‌خواهد بر انسان حکومت کند و خودرا، به اوتحمیل کند و او را به« صورتی» درآورد که می‌خواهد. اما این حق هرانسانی‌است که خودش اندازه گذار باشد نه الله.

– چه زمانی شما و دیگر روشنفکران ایرانی به این نتیجه می‌رسید که «اسلام رانمیشود لطیف ومهربان ساخت،بلکه باید با فرهنگ ِمردمی ایران، مهارکرد»

– چه زمانی شما و دیگر روشنفکران ایرانی به این نتیجه می‌رسید که با طرح کردن و بردن اندیشه « قداست جان و خرد انسانی» در ایران و در ذهن و روان هر ایرانی، رژیم اسلامی سرنگون ساخته می‌شود و قدرت آخوندی نیز در آینده ایران بکلی از بین می‌رود؟

– چه زمانی شما و دیگر روشنفکران ایرانی به این نتیجه می‌رسید که حکومت در ایران را میبایست بربنیاد مفهوم « جان » مردمان بنا کرد، نه برمفهوم « ایمان» به «دینی» ویا آموزه‌ای و یا ایدنولوزی ویا دستگاه فکری خاصی؟ و با این ایده یعنی «مقدس دانستن» جان انسان‌ها بدون در نظر‌گرفتن عقیده و جنس و رنگ و قومیت و دین و آیین‌شان، می‌توان قدرت آخوندها را یعنی حق فتوای قتل و حق فتوای جهاد و قصاص، و شمشیر شریعت خونریزاسلام را از دست آخوند و مامورانش گرفت و شکست؟
آقای مشایخی گرامی رنج زحمت به خود داده و پاسخ دهید.
با سپاس فراوان، رضا ایرانی

* لینک به نوشتار آقای مشایخی:
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=31586

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: